اختلالات خواب: خواب فرآیندی منفعل و ساده نیست، بلکه یک وضعیت فعال و بسیار ساختاریافتهی نوروبیولوژیکال است که توسط شبکههای پیچیدهای در مغز (از جمله هسته سوپراچیاسماتیک، هستههای قاعدهای مغز پیشین، ساقه مغز و سیستم اورکسین) تنظیم میشود. اختلالات خواب به هرگونه نارسایی در معماری، تداوم، زمانبندی یا کیفیت این فرآیند پویا اطلاق میشود که منجر به اختلال در عملکرد روزانه یا پریشانی بالینی میگردد. درک این اختلالات نیازمند رویکردی چندوجهی است که سطوح مولکولی، سلولی، فیزیولوژیک و رواناجتماعی را در بر میگیرد.
طبقهبندی بینالمللی اختلالات خواب (ICSD-3)
این اختلالات را به هفت دستهی اصلی تقسیم میکند که هر کدام پاتوفیزیولوژی و رویکرد درمانی متمایزی دارند:
۱. بیخوابی: این اختلال نه تنها یک شکایت ذهنی، بلکه اغلب با بیشبرانگیختگی فیزیولوژیک (هایپرآرژال) در سیستمهای عصبی مرکزی و خودمختار همراه است. مدلهای نوروبیولوژیک، بیخوابی را حاصل اختلال در مدارهای GABAergic و گلوتاماترژیک مرتبط با القای و حفظ خواب میدانند. درمان شناختی-رفتاری برای بیخوابی (CBT-I)، که مبتنی بر این مدلهاست، به عنوان خط اول درمان برای بیخوابی مزمن شناخته میشود و اثربخشی آن از طریق بازتنظیم سیستمهای عصبی مرتبط با خواب و اصلاح شناختهای ناکارآمد صورت میگیرد.
۲. اختلالات تنفسی مرتبط با خواب: شاخصترین عضو این گروه، آپنه انسدادی خواب (OSA) است. پاتوفیزیولوژی آن شامل ترکیبی از عوامل آناتومیک (مانند کوچکی فک، بزرگی لوزهها، چاقی ناحیه گردن) و عصبی-عضلانی (کاهش تون عضلات گلو در خواب) میباشد که منجر به کولاپس مکرر راه هوایی فوقانی میشود. عواقب سیستمیک آن جدی است: هیپوکسی متناوب، فعالسازی سیستم سمپاتیک، استرس اکسیداتیو و التهاب سیستمیک که در نهایت ریسک مستقل برای پرفشاری خون مقاوم، آریتمیهای قلبی، نارسایی قلبی، سکته مغزی و اختلالات متابولیک ایجاد میکند. درمان استاندارد طلایی، فشار مثبت پیوسته راه هوایی (CPAP) است که یک “اسپلینت پنوماتیک” ایجاد کرده و از کولاپس راه هوایی جلوگیری میکند.
۳. هایپرسومنیاهای اختصاصی مرکزی: این گروه، اختلالاتی را در بر میگیرد که خواب آلودگی مفرط روزانه (EDS) بدون علت تنفسی یا حرکتی دارند. نارکولپسی نوع ۱ (با کاتاپلکسی) یک بیماری خودایمنی تلقی میشود که در آن تخریب انتخابی نورونهای تولیدکنندهی اورکسین (هیپوکرتین) در هیپوتالاموس رخ میدهد. اورکسین یک نوروپپتید کلیدی در حفظ ثبات حالت بیداری است. فقدان آن منجر به بیثباتی مرز بین خواب و بیداری و علائم کلاسیک (حمله خواب، کاتاپلکسی، فلج خواب و توهمات هیپناگوژیک) میگردد. تشخیص قطعی با پلیسومنوگرافی (PSG) و آزمایش تأخیر چندگانه خواب (MSLT) و نیز اندازهگیری سطح اورکسین در مایع مغزی-نخاعی صورت میگیرد.
۴. اختلالات ریتم شبانهروزی خواب-بیداری: این اختلالات ناشی از ناهماهنگی بین ریتم ذاتی ساعت بیولوژیک بدن (در هسته سوپراچیاسماتیک) و چرخه نور-تاریک محیطی یا برنامههای اجتماعی-شغلی فرد است. مثالهای کلاسیک شامل اختلال فاز خواب به تأخیر افتاده (در نوجوانان شایع است) و اختلال خواب مرتبط با کار شیفتی میباشد. درمان اغلب شامل کرونوتراپی (به تأخیر یا تقدیم تدریجی زمان خواب)، فتوتراپی (در معرض نور شدید صبحگاهی قرار گرفتن) و گاه تجویز ملاتونین با زمانبندی دقیق است.
۵. پاراسومنیاها: این رفتارها یا تجربیات ناخواسته در خلال خواب رخ میدهند و به دو دستهی اصلی مرتبط با خواب NREM و خواب REM تقسیم میشوند. راهرفتن در خواب و وحشت خواب عمدتاً از خواب NREM عمیق (مرحله N3) نشأت میگیرند و با فعالسازی ناقص سیستمهای حرکتی در حالی که هوشیاری کامل وجود ندارد، مرتبط هستند. در مقابل، اختلال رفتار خواب REM (RBD) یک پاراسومنیای خواب REM است که در آن آترونی (فلج) عضلات اسکلتی که به طور طبیعی در خواب REM رخ میدهد، از بین میرود و فرد رویاهای خود را به صورت فیزیکی اجرا میکند. RBD یک نشانگر پیشبالینی قوی برای بیماریهای نورودژنراتیو آینده، به ویژه بیماری پارکینسون و دمانس با اجسام لویی است.
۶. اختلالات حرکتی مرتبط با خواب: سندرم پای بیقرار (RLS) یک اختلال عصبی حسی-حرکتی است که با یک اصطکاک ناخوشایند عمقی در پاها و نیاز غیرقابل مقاومت برای تکان دادن آنها در زمان استراحت، مشخص میشود. نقش اختلال در مسیرهای دوپامینرژیک و ذخایر آهن در سیستم عصبی مرکزی (به ویژه در substantia nigra) در پاتوفیزیولوژی آن به خوبی شناخته شده است. حرکات دورهای اندام در خواب (PLMS) اغلب همراه RLS رخ میدهد و میتواند باعث برانگیختگیهای مکرر خواب و خواب تکهتکه شود.
۷. سایر اختلالات: شامل مشکلات خواب ناشی از بیماریهای طبی دیگر (مثل نارسایی قلبی، COPD)، اختلالات روانپزشکی (افسردگی، PTSD) یا مصرف مواد/داروها.
روشهای تشخیصی پیشرفته:
-
پلیسومنوگرافی (PSG): استاندارد طلایی برای ارزیابی خواب، که همزمان امواج مغزی (EEG)، حرکت چشمها (EOG)، فعالیت عضلات (EMG)، تلاش تنفسی، جریان هوا، سطح اکسیژن خون (SpO2)، نوار قلب (ECG) و حرکات پاها را ثبت میکند.
-
اکتیگرافی: وسیلهای شبیه ساعت مچی که فعالیت و حرکت را برای دورههای طولانی (چند هفته) ثبت کرده و الگوهای خواب-بیداری را تخمین میزند.
-
پروب بینی برای فشارگذاری (مانومتری خواب): برای نقشهبرداری دقیق از محل و الگوی انسداد راه هوایی در موارد پیچیده آپنه خواب.
جهتگیریهای آینده در طب خواب:
پژوهشهای حال حاضر بر درک عمیقتر ژنتیک اختلالات خواب (مانند نقش HLA در نارکولپسی)، توسعه داروهای هدفمندتر (مانند آگونیستهای گیرنده اورکسین برای هایپرسومنیا)، بهبود فناوریهای CPAP، و کشف ارتباطات عمیقتر بین اختلالات خواب و بیماریهای نورودژنراتیو و قلبی-متابولیک متمرکز است.
در نهایت، ارزیابی و مدیریت تخصصی اختلالات خواب، مستلزم رویکردی است که پاتوفیزیولوژی اختصاصی هر بیمار را تشخیص داده و درمان را بر اساس شواهد قوی و مکانیسم بیماری تنظیم کند. این حوزه به سرعت در حال تکامل است و بر اهمیت خواب به عنوان یک شاخص حیاتی سلامت و یک هدف درمانی ارزشمند تأکید میورزد.