اختلال‌های میل و برانگیختگی جنسی، به‌عنوان نقایص پایدار در فازهای ابتدایی چرخه پاسخ جنسی (مرحله میل و مرحله اوج‌گیری)، اغلب تظاهر اولیه نارضایتی جنسی محسوب می‌شوند. این اختلالات با نقص در مولفه‌های شناختی (فقدان فانتزی‌ها و تمایلات جنسی) یا فیزیولوژیک (ناتوانی در دستیابی یا حفظ پاسخ‌های انجانی یا نعوظی کافی) تعریف می‌شوند و می‌توانند ناشی از یک اتیولوژی چندعاملی پیچیده باشند که عوامل روان‌پویشی، نوروبیولوژیک، آندوکرین و بین‌فردی را در هم می‌تند. ارزیابی دقیق دیفرانسیل و رویکرد درمانی یکپارچه، که مداخلات روان‌درمانی را با مداخلات پزشکی هدفمند ترکیب می‌کند، سنگ‌بنای مدیریت مؤثر این شرایط است.

اختلال‌های میل و برانگیختگی جنسی

بر اساس DSM-5، به مشکلات پایدار در مرحله ابتدایی و حیاتی چرخه پاسخ جنسی اشاره دارند. این بخش عمدتاً شامل دو اختلال متمایز اما گاه مرتبط است: اختلال کم‌میل‌جنسی و اختلال برانگیختگی جنسی در زنان.

اختلال کم‌میل‌جنسی به فقدان یا کاهش چشمگیر تفکرات، خیالپردازی‌ها و تمایل به فعالیت جنسی اطلاق می‌شود، به طوری که این کاهش باعث نارضایتی شخصی یا ایجاد مشکل در رابطه می‌گردد. این اختلال می‌تواند به صورت کلی یا فقط در موقعیت‌های خاص بروز کند و ممکن است از ابتدا وجود داشته یا پس از یک دوره طبیعی ایجاد شده باشد. تشخیص آن مستلزم تداوم علائم برای حداقل شش ماه است.

در مقابل، اختلال برانگیختگی جنسی در زنان، به ناتوانی مداوم یا عودکننده در دستیابی یا حفظ پاسخ فیزیولوژیک بدن (مانند روان‌سازی و تورم بافت‌های جنسی) تا پایان فعالیت جنسی می‌پردازد. تمرکز اصلی این اختلال بر نقص در واکنش فیزیکی بدن است، حتی اگر میل جنسی وجود داشته باشد. این مشکل اغلب منجر به دشواری در رسیدن به ارگاسم یا تجربه درد در حین رابطه می‌شود.

به طور خلاصه، تمایز کلیدی بین این دو اختلال در این است که اولی اساساً مربوط به حوزه خواستن و میل (مولفه شناختی و انگیزشی) است، در حالی که دومی مربوط به حوزه واکنش فیزیکی بدن (مولفه فیزیولوژیک) می‌باشد.

علل ایجاد این اختلالات اغلب چندعاملی و درهم‌تنیده است و می‌تواند ترکیبی از عوامل روانشناختی (مانند استرس، اضطراب عملکرد، مشکلات عاطفی در رابطه، یا سابقه تروما)، هورمونی (کاهش سطح هورمون‌هایی مانند تستوسترون یا استروژن)، جسمانی (بیماری‌های مزمن مانند دیابت، خستگی مفرط، یا عوارض پس از جراحی) و دارویی (مصرف برخی داروهای ضدافسردگی، ضدبارداری یا ضد فشار خون) باشد.

درمان موفق این اختلالات معمولاً نیازمند یک رویکرد یکپارچه و چندوجهی است که تحت نظارت متخصصان سلامت جنسی (مانند روانشناس، روانپزشک، یا پزشک متخصص زنان و اورولوژیست) انجام می‌شود. این رویکرد می‌تواند شامل روان‌درمانی‌های تخصصی (مانند درمان شناختی-رفتاری، زوج‌درمانی، یا درمان پذیرش و تعهد)، مشاوره و آموزش جنسی، و در موارد خاص، درمان‌های دارویی یا هورمونی باشد. هدف نهایی، نه تنها بهبود عملکرد، بلکه افزایش رضایت و صمیمیت در رابطه است.

اختلال‌های میل و برانگیختگی جنسی

اختلال‌های ارگاسم

اختلال‌های ارگاسم به مشکلات پایدار یا مکرر در رسیدن به ارگاسم (اوج لذت جنسی)، تاخیر نامعمول در رسیدن به آن، یا کاهش شدت احساسات ارگاسمی پس از یک مرحله از برانگیختگی جنسی کافی اشاره دارد. این اختلالات می‌توانند در هر جنسیتی رخ دهند، اما تظاهرات و شیوع آن‌ها متفاوت است. تشخیص این اختلالات زمانی مطرح می‌شود که مشکل باعث ناراحتی قابل توجه فرد یا ایجاد اختلال در رابطه شود.

سه اختلال اصلی در این دسته قرار می‌گیرند:

۱. اختلال ارگاسم در زنان:
این شایع‌ترین مشکل جنسی در میان زنان است و به ناتوانی مکرر یا مشکل در رسیدن به ارگاسم، تاخیر چشمگیر در آن، یا کاهش قابل توجه شدت ارگاسم تعریف می‌شود. این اختلال اغلب با درجات مختلفی از نارضایتی همراه است. عوامل موثر در آن بسیار گسترده و ترکیبی از مولفه‌های روانشناختی (مانند اضطراب عملکرد، تماشاگری ذهنی، باورهای منفی درباره لذت جنسی، سابسه تروما)، بین‌فردی (مشکلات ارتباطی یا فقدان صمیمت با شریک) و فیزیکی (عوارض برخی داروها به ویژه مهارکننده‌های بازجذب سروتونین، شرایط عصبی یا هورمونی) است. لازم به ذکر است که تاخیر در رسیدن به ارگاسم به تنهایی و در غیاب پریشانی فرد، لزوماً یک اختلال محسوب نمی‌شود.

۲. اختلال تاخیر در انزال:
این اختلال در مردان به تاخیر مکرر و نامعمول در رسیدن به انزال یا ناتوانی در رسیدن به انزال به رغم وجود برانگیختگی جنسی کافی و تمایل به آن، گفته می‌شود. در موارد شدید، انزال به طور کامل رخ نمی‌دهد (انزال بازداری شده). این مشکل می‌تواند باعث ناامیدی و استرس برای فرد و شریک جنسی شود. علل آن می‌تواند روانشناختی (اضطراب شدید عملکرد، ترس از بارداری یا بیماری‌های مقاربتی، عوامل مذهبی)، فیزیولوژیک (آسیب‌های عصبی، عوارض جانبی داروها به ویژه برخی ضدافسردگی‌ها، دیابت، مشکلات پروستات) یا ترکیبی از هر دو باشد. گاهی این شرایط ناشی از عادت‌های خودارضایی خاصی است که با تحریک جنسی در رابطه همراهی متفاوتی دارد.

۳. اختلال نعوظ (ناتوانی جنسی):
اگرچه این اختلال در مرحله برانگیختگی رخ می‌دهد، اما به دلیل ارتباط تنگاتنگ با مشکل در رسیدن به ارگاسم رضایت‌بخش، در این دسته نیز مورد توجه قرار می‌گیرد. اختلال نعوظ به ناتوانی مکرر در دستیابی یا حفظ نعوظ کافی برای انجام یک فعالیت جنسی رضایت‌بخش اشاره دارد. این یک مشکل شایع و اغلب قابل درمان است که ریشه‌های آن می‌تواند عمدتاً روانشناختی (مانند اضطراب عملکرد، استرس، افسردگی)، عمدتاً جسمانی (مشکلات عروق خونی، عصبی، هورمونی، دیابت، یا عوارض داروها) یا بیشتر اوقات ترکیبی از هر دو باشد. تشخیص دقیق علت اصلی توسط پزشک، گام اول در تعیین مسیر درمان موثر است.

درمان اختلال‌های ارگاسم

درمان این اختلالات نیز مانند سایر مشکلات جنسی، چندبعدی و فردمحور است. رویکردهای درمانی شامل روان‌درمانی تخصصی (مانند درمان شناختی-رفتاری برای کاهش اضطراب و تغییر باورهای ناکارآمد، یا زوج‌درمانی برای بهبود ارتباط و صمیمیت)، آموزش و مشاوره جنسی (مانند تمرینات تمرکز بر حس‌ها و کاهش فشار برای عملکرد)، و در مواردی که علت جسمانی مشخص است، درمان پزشکی (مانند تغییر داروهای موثر، هورمون‌درمانی، استفاده از داروهای خوراکی برای نعوظ، یا دستگاه‌های وکیوم) می‌شود. موفقیت درمان به مشارکت فعال فرد و در بسیاری از موارد، همکاری شریک زندگی بستگی دارد.

اختلال‌های درد جنسی

اختلال‌های درد جنسی به شرایطی اشاره دارند که در آنها درد مکرر یا دائمی قبل، حین یا بعد از رابطه جنسی تجربه می‌شود. این درد می‌تواند در نواحی مختلف لگن، واژن یا آلت تناسلی مردانه رخ دهد و باعث پریشانی قابل توجه، اجتناب از فعالیت جنسی و ایجاد مشکل در روابط زناشویی شود. دو اختلال اصلی در این دسته عبارتند از:

۱. اختلال درد-جماع (Dyspareunia)

این اصطلاح برای توصیف درد مداوم یا عودکننده در ناحیه لگن یا دستگاه تناسلی، در حین یا بعد از مقاربت جنسی (یا تلاش برای آن) به کار می‌رود. این درد می‌تواند سطحی (در ناحیه ورودی واژن) یا عمقی (داخل لگن) باشد. علل آن بسیار گسترده و اغلب ترکیبی از عوامل است:

علل فیزیکی/پزشکی: خشکی واژن (اغلب ناشی از یائسگی، شیردهی یا برخی داروها)، عفونت‌ها (مانند عفونت قارچی یا عفونت ادراری)، مشکلات پوستی (مانند لیکن اسکلروز)، اندومتریوز، بیماری التهابی لگن، مشکلات ساختاری، عوارض ناشی از زایمان یا جراحی، و واکنش به مواد شیمیایی (اسپرم‌کش، لوبریکانت).

علل روانی-عاطفی و رابطهای: اضطراب، ترس از درد، سابسه تجاوز یا سوءاستفاده جنسی، استرس، مشکلات عاطفی و عدم رضایت از رابطه، و کمبود برانگیختگی کافی.

تشخیص و درمان نیاز به بررسی همزمان توسط متخصص زنان (برای رد یا درمان علل پزشکی) و روانشناس یا مشاور جنسی (برای پرداختن به عوامل روانی) دارد.

۲. واژینیسموس (Vaginismus)

این اختلال با انقباض غیرارادی، مکرر و مداوم عضلات کف لگن اطراف یک‌سوم بیرونی واژن مشخص می‌شود. این انقباض هنگامی رخ می‌دهد که هرگونه تلاش برای نفوذ (چه برای مقاربت جنسی، چه برای معاینه پزشکی یا استفاده از تامپون) صورت گیرد. این واکنش کاملاً ناخواسته و خارج از کنترل زن است و منجر به درد شدید، احساس تنگی یا حتی غیرممکن شدن نفوذ می‌شود. واژینیسموس عمدتاً ریشه در عوامل روانشناختی دارد:

علل روانشناختی: ترس شدید از درد، آسیب جنسی گذشته (مانند تجاوز)، باورهای منفی و آموزش‌های غلط درباره رابطه جنسی، اضطراب عملکرد، ترس از بارداری یا زایمان، یا تنش عمومی در زندگی.

علل رابطه ای: مشکلات ارتباطی با شریک زندگی یا احساس ناامنی در رابطه.

درمان واژینیسموس معمولاً بسیار تخصصی و اغلب موفق است و بر اساس روان‌درمانی (مانند درمان شناختی-رفتاری برای مدیریت ترس و اضطراب) و درمان جسمانی (تمرینات و تکنیک‌های پیشرونده مانند دیلاتور درمانی تحت نظارت متخصص فیزیوتراپی لگن یا درمانگر جنسی) استوار است. آموزش و همراهی شریک زندگی در این فرآیند نقش کلیدی دارد.

نکته مشترک و مهم: در هر دو اختلال، درد واقعی است و نباید نادیده گرفته شود. رویکرد درمانی مؤثر، یک رویکرد تیمی یکپارچه است که همزمان به ابعاد پزشکی و روانشناختی مشکل می‌پردازد. تشخیص علت غالب، اولین و حیاتی‌ترین قدم در مسیر درمان است.

سایر اختلالات و شرایط مرتبط با سلامت جنسی

علاوه بر اختلالات اصلی که در سه دسته پیشین بر اساس DSM-5 دسته‌بندی شدند، شرایط دیگری نیز وجود دارند که به طور جدی بر سلامت و عملکرد جنسی فرد تأثیر می‌گذارند. این موارد ممکن است به‌طور مجزا رخ دهند یا همراه با اختلالات دیگر باشند.

۱. اختلال سائق جنسی بیش‌ازحد یا وسواس جنسی (Compulsive Sexual Behavior Disorder)

این شرایط که گاهی به اشتباه “اعتیاد جنسی” نامیده می‌شود، در ICD-11 به رسمیت شناخته شده است. مشخصه آن، الگوی پایدار و ناتوان‌کننده در ناتوانی برای کنترل تکانه‌ها، خیال‌پردازی‌ها و رفتارهای جنسی شدید و مکرر است، به گونه‌ای که:

زمان و انرژی زیادی از فرد بگیرد.

منجر به غفلت از سلامت، مسئولیت‌ها، کار یا روابط مهم شود.

فرد با وجود پیامدهای منفی (شخصی، اجتماعی، شغلی یا حقوقی) به رفتار خود ادامه دهد.

اغلب همراه با احساس شرم، پریشانی و از دست دادن کنترل است.
این رفتارها می‌تواند شامل خودارضایی افراطی، استفاده وسواسی از پورنوگرافی، رابطه‌جنسی مکرر با شرکای مختلف یا سایر فعالیت‌ها باشد. ریشه این مشکل معمولاً در مسائل روانی عمیق‌تری مانند اضطراب، افسردگی، تروما یا مشکل در تنظیم هیجانات نهفته است.

۲. اضطراب عملکرد جنسی (Sexual Performance Anxiety)

اگرچه به خودی خود یک اختلال مجزا در طبقه‌بندی‌ها نیست، اما یک عامل بسیار شایع و بازدارنده در اختلالات جنسی محسوب می‌شود. این اضطراب زمانی رخ می‌دهد که فرد بیش از حد بر “عملکرد” خود (مانند حفظ نعوظ، رسیدن به ارگاسم یا رضایت شریک) متمرکز شده و از لذت و احساسات لحظه غافل می‌شود. این چرخه معیوب معمولاً به این شکل است:
اضطراب → ترس از شکست → اختلال در عملکرد → تایید شکست → اضطراب بیشتر.
این اضطراب می‌تواند تقریباً در هر یک از اختلالات میل، برانگیختگی یا ارگاسم نقش داشته یا آن را تشدید کند. درمان آن عموماً بر پایه آموزش، تمرین تمرکز حسی و تکنیک‌های کاهش اضطراب است.

۳. مشکلات جنسی ناشی از بیماری‌های جسمی، داروها یا شرایط روانی

بسیاری از بیماری‌ها و درمان‌ها می‌توانند عوارض جنسی قابل توجهی داشته باشند:

بیماری‌های جسمی: دیابت (مؤثر بر عروق و اعصاب)، بیماری‌های قلبی-عروقی، مشکلات هورمونی (کم‌کاری تیروئید، اختلالات هیپوفیز)، بیماری‌های عصبی (ام اس، پارکینسون)، و سرطان و درمان‌های آن.

داروها: شایع‌ترین آنها داروهای ضدافسردگی (به ویژه مهارکننده‌های بازجذب سروتونین)، داروهای ضد فشار خون، برخی از داروهای هورمونی (مانند قرص‌های ضدبارداری)، و مسدودکننده‌های هیستامین هستند.

شرایط روانی: افسردگی و اختلالات اضطرابی به‌طور مستقیم می‌توانند بر میل و عملکرد جنسی تأثیر بگذارند. در بسیاری از موارد، مشکل جنسی ممکن است یکی از اولین نشانه‌های یک مشکل روان‌شناختی زمین‌ای باشد.

نکته پایانی و کلیدی: ارزیابی کامل سلامت جنسی همواره باید این عوامل زمین‌ای را در نظر بگیرد. گاهی با درمان بیماری اصلی یا تنظیم دارو (تحت نظر پزشک)، مشکل جنسی به‌طور چشمگیری بهبود می‌یابد. بنابراین، مراجعه به پزشک برای بررسی عوامل جسمی و روان‌درمانگر برای بررسی عوامل روانی، دو رکن اساسی تشخیص و درمان جامع هستند. سلامت جنسی جزئی جدایی‌ناپذیر از سلامت کلی فرد است.

اختلال‌های میل و برانگیختگی جنسی

 

اختلالات مرتبط با تمایلات و هویت جنسی (بر اساس ICD-11)

این بخش به شرایطی می‌پردازد که در هسته خود با هویت فردی، جذابیت جنسی یا الگوهای تمایل جنسی سر و کار دارند. برخلاف اختلالات عملکرد جنسی که بر “چگونه بودن” رابطه تمرکز دارند، این موارد بیشتر به “که هستم” و “به چه کسی تمایل دارم” مربوط می‌شوند. توجه: دیدگاه علمی و پزشکی نسبت به این شرایط در دهه‌های اخیر به سوی درک تفاوت به عنوان طیفی طبیعی از تجربه انسانی، و دوری از نگاه بیمارگونه صرف، حرکت کرده است.

۱. ناهماهنگی جنسیتی (Gender Incongruence)

این تشخیص در ICD-11 جایگزین تشخیص “اختلال هویت جنسیتی” شده و نشان‌دهنده تغییر پارادایم مهمی است. تمرکز آن بر پریشانی و ناراحتی ناشی از عدم تطابق بین جنسیت تجربه‌شده فرد و جنسیت انتسابی در زمان تولد است، نه بر خودِ هویت جنسیتی متفاوت به عنوان یک بیماری.

  • مفهوم کلیدی: فرد به طور پایدار و قوی خود را متعلق به جنسیتی متفاوت از جنسیت انتسابی می‌داند (مثلاً فردی که بدنش در بدو تولد “مذکر” خوانده شده، اما هویت درونی‌اش زنانه است).

  • این پریشانی ممکن است منجر به تمایل برای تعدیل ویژگی‌های فیزیکی بدن از طریق هورمون‌درمانی یا جراحی‌های تأیید جنسیت، و نیز زندگی اجتماعی در نقش جنسیتی مطابق با هویت درونی شود.

  • هدف رویکرد درمانی مدرن: کاهش پریشانی و بهبود رفاه فرد، که می‌تواند شامل حمایت روانی، درمان هورمونی و مداخلات جراحی باشد، نه “درمان” هویت جنسیتی.

۲. اختلال‌های ترجیح جنسی (پارافیلیاها)

این اختلالات الگوهای متمرکز و شدید تمایل جنسی هستند که در آن تحریک‌ جنسی به سمت اشیا غیرزنده، رنج یا تحقیر خود یا شریک، یا کودکان یا افراد بدون رضایت معطوف می‌شود. نکته بسیار مهم: داشتن یک تمایل یا فانتزی غیرمعمول به خودی خود یک اختلال محسوب نمی‌شود. تشخیص “اختلال” تنها زمانی مطرح می‌گردد که این تمایل:

۱. باعث پریشانی یا ناتوانی شخصی قابل توجه در فرد شود، یا
۲. منجر به اقدام عملی شود که به دیگران آسیب بزند یا حقوق آنان را نقض کند (مثلاً تماس با فردی که رضایت ندارد).

  • نمونه‌هایی از این شرایط: پدوفیلیا (تمایل پایدار به کودکان پیش از بلوغ)، سادیسم جنسی (تمایل به ایجاد رنج فیزیکی یا روانی در دیگری)، مازوخیسم جنسی (تمایل به تحمل رنج)، عرضه‌گری (تمایل به نشان دادن ناگهانی اندام تناسلی به افراد غافل)، دیدزنی (تمایل ناخواسته به مشاهده افراد در حال برهنه شدن یا فعالیت جنسی).

  • درمان: رویکرد درمانی معمولاً شامل روان‌درمانی تخصصی (مانند درمان شناختی-رفتاری برای مدیریت تکانه‌ها) و در برخی موارد دارودرمانی (برای کاهش سائق جنسی) است. هدف اصلی پیشگیری از آسیب به خود یا دیگران و بهبود کیفیت زندگی فرد است.

نکته حیاتی در تشخیص و درمان 

ارزیابی و مداخله در این حوزه نیازمند بالاترین سطح تخصص، حساسیت و اخلاق حرفه‌ای است. متخصصان این حوزه (روانپزشکان و روانشناسان مجرب) باید بین تفاوت‌های طبیعی در طیف تمایلات انسانی و الگوهای آسیب‌زا و اجباری تمایز قائل شوند و با رویکردی غیرقضاوتی و حمایتی، به دنبال کاهش رنج و افزایش سازگاری فرد باشند. احترام به کرامت انسانی و حقوق افراد محور اصلی هرگونه اقدام در این زمینه است.

مطالب مجله سلامت:

.

.

.

انتهای مطلب.

دسته‌بندی‌ها: مجله سلامت